خرید بک لینک
حالم بده، نمیدونم از تغییره، یا از اینکه میبینم چرا اینقد اشتباه رتم و یا اینکه از بعد از تغییر حالم بده.

این روزا خیلی رفتار مصطفی رو با حامد مقایسه میکنم. مصطفی عشق زوری از من میخواد، حامد عاشقم بود و بخاطر همین دیوونش بودم و هستم

حامد به من اعتماد داشت و مصطفی سر سوزنی نداره. حامد هیچ حرف منو منظوردار برداشت نمیکرد، اما مصطفی چرا

حامد مهربون بود، اولویتش من و حال من و اخلاق من بود. اما مصطفی نه

ازش خستم، حوصلشو ندارم. ولی فعلا بعنوان موش آزمایشگاهی بد نیس اما درست هم نیست

من دنبال ادم خوبم

خیلی حال بدی دارم

دیشب وصیت کردم فرستادم برای مصطفی. پسره روانی دیوونه. جا اینکه بگه خدا نکنه، دور از جون، بعد از 120 سال، برگشته میگه چرا فلان نوشتی چرا فلان ننوشتی!

اصن به اصل موضوع توجه نمیکنه، همش به فرعیات و مزخرفیات. یه عکس بود از قبل انقلاب که نوشته بودن شورش 57 جای انقلاب، اصلا توجه به عکس نکرده، به متن زیرش گیر داده! براش کلیپ رفتینگ فرستادم، برای هیجانش و اب بازی و حسی که به من داد، اما اون گیر داد چه معنی داره پسر فلان، دختر بهمان

یعنی اصلا اصل موضوع رو نمیگیره

حالمو بهم میزنه

اه

دلم میخواد گریه کنم.

واقعا از این زندگی مسخره خسته شدم

اه

برچسب: نویسنده: سارا افشاری تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 14:17

صفحه بندی